acidizing

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

acid·iz·ing/ˈæs.ɪ.daɪ.zɪŋ/
verb (فعل)technicalpast (گذشته): acidizedpast participle (مفعولی): acidized-ing (حال): acidizing3rd (سوم): acidizes

فعل — اسیدزدایی

اسیدزداییاسیدکاری

اعمال اسید به مخازن نفت برای افزایش جریان

Applying acid treatments especially to petroleum reservoirs to increase flow

«چاه برای افزایش استخراج نفت اسیدکاری شد.»

The well was acidized to boost oil extraction.

«اسیدکاری به نفوذپذیری مخزن کمک می‌کند.»

Acidizing improves reservoir permeability.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000