adorned

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/əˈdɔːrnd/
ad-to, towardorndecorate
verb (فعل)commonpast (گذشته): adornedpast participle (مفعولی): adorned-ing (حال): adorning3rd (سوم): adorns

فعل — آراسته کرد

آراسته کردتزئین کرد

گذشته فعل adorn؛ به معنی تزئین یا زیباتر کردن چیزی.

Past tense of adorn; to decorate or add beauty to something.

«اتاق با گل‌ها تزئین شده بود.»

The room was adorned with flowers.

«او خود را برای مراسم آراسته بود.»

She adorned herself for the ceremony.

تفاوت با واژه‌های مشابه
decoratedتزئین شده

معنی مشابه، اغلب برای زیبا کردن اشیا جایگزین است.

Similar in meaning, often interchangeable for beautifying objects.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000