air out
/ɛr aʊt/
فعل عبارتی — هوا دادن
هوا دادندر هوای تازه گذاشتن
اتاق، لباس یا چیز دیگری را در معرض هوای تازه گذاشتن تا بو یا رطوبتش کم شود.
to expose a room, clothes, or something else to fresh air
«پنجرهها را باز کن تا اتاق هوا بخورد.»
“Open the windows to air out the room.”
«کتام را شب تا صبح در هوای تازه گذاشتم.»
“I aired out my coat overnight.”
2phrasal verb (فعل عبارتی)informal
فعل عبارتی — علنی مطرح کردن
علنی مطرح کردنبازگو کردن
مشکل یا نظری را آشکارا مطرح کردن تا رسیدگی شود.
to discuss a problem or opinion openly so that it can be dealt with
«آنها اختلافهایشان را با آرامش مطرح کردند.»
“They aired out their disagreements calmly.”
«در جلسه نگرانیهای قدیمی آشکارا مطرح شد.»
“The meeting aired out old concerns.”