all to smash
/ɔl tə smæʃ/
phrase (عبارت)dated
عبارت — کاملاً خراب شدن
کاملاً خراب شدنبهکلی از هم پاشیدن
کاملاً و بهطرز بدی، بهویژه وقتی اوضاع یا برنامهای از هم میپاشد.
completely or very badly, especially in go all to smash
«برنامههایمان بعد از طوفان کاملاً به هم ریخت.»
“Our plans went all to smash after the storm.”
«این معامله بدون سرمایه ممکن است بهکلی شکست بخورد.»
“The deal may go all to smash without funding.”