alloy
فلزی که از ترکیب دو یا چند فلز یا فلز با عناصر دیگر به وجود آمده است.
A metal made by combining two or more different metals or a metal with other elements.
«برنز آلیاژی از مس و قلع است.»
“Bronze is an alloy of copper and tin.”
«فولاد آلیاژی است که در ساختوساز استفاده میشود.»
“Steel is an alloy used in construction.”
تفاوت با واژههای مشابه
ترم عمومی. عمومی برای هر ترکیبی از مواد است، نه تخصصی فلزات مانند آلیاژ.
General term. Used broadly for any combination of substances, not specialized to metals as 'alloy' is.
ترکیب کردن یک فلز با یک یا چند فلز یا عنصر دیگر برای ساخت آلیاژ.
To mix a metal with one or more other metals or elements to form an alloy.
«آنها مس را با روی ترکیب میکنند تا برنج بسازند.»
“They alloy copper with zinc to make brass.”
«کارخانه فلزات را آلیاژ میکند تا مقاومت را افزایش دهد.»
“The factory alloys metals to improve strength.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. به معنی ترکیب عمومی مواد است، از جمله فلزات.
Common. Refers generally to mixing substances, including metals, to form a uniform mixture.