بازگشت

ally

al·ly/ˈæl.aɪ/
al-to, towardslycharacteristic of
noun (اسم)common
plural (جمع): allies
متحدهم‌پیمان

شخص یا کشوری که در یک هدف یا درگیری از دیگری حمایت می‌کند.

A person, group, or country that supports another in a common cause or conflict.

«کشورها در طول جنگ به متحدان تبدیل شدند.»

The countries became allies during the war.

«او در مبارزه برای عدالت یک متحد است.»

She is an ally in the fight for justice.

تفاوت با واژه‌های مشابه
partnerشریک

رایج. وقتی منظور همراهی یا همکاری است بجای ally می‌آید، ولی در سیاست کمتر رسمی است.

Common. Can replace 'ally' when meaning a cooperating individual or group, but less formal in politics.

supporterحامی

روزمره. برای کسانی که پشت یک فرد یا هدف هستند ولی لزوما متحد رسمی نیستند.

Everyday. Used for those who back a person or cause but may not be formal allies.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000