بازگشت

always

al·ways/ˈɔːlweɪz/
adverb (قید)common
type (نوع): frequencyadjective (صفت): nullposition (جایگاه): middle
همیشهپیوسته

در تمام اوقات؛ همیشه؛ در هر موقعیتی.

At all times; on all occasions.

«خورشید همیشه از شرق طلوع می‌کند.»

The sun always rises in the east.

«او همیشه به دوستانش کمک می‌کند.»

He always helps his friends.

تفاوت با واژه‌های مشابه
constantlyدائماً, پیوسته. این کلمه روزمره است و بر عملی یا حالتی تأکید می‌کند که به طور مداوم یا بسیار مکرر اتفاق می‌افتد و اغلب معنای پایداری یا شاید آزاردهنده بودن را نیز می‌رساند. 'He is always late' (او همیشه دیر می‌کند) و 'He is constantly late' (او دائماً دیر می‌کند) هر دو صحیح هستند، اما 'constantly' می‌تواند حس قوی‌تری از بی‌وقفه بودن را منتقل کند و گاهی اوقات بار منفی دارد. این کلمه روزمره است. می‌تواند جایگزین 'always' شود وقتی بر تکرار مداوم و بدون وقفه یک عمل یا وضعیت تأکید می‌کنید. مثلاً: 'He is constantly checking his phone' (او دائماً گوشی‌اش را چک می‌کند). 'Constantly' ممکن است حس کمی منفی یا اغراق‌آمیز داشته باشد که 'always' ندارد. مثلاً 'She always smiles' (او همیشه لبخند می‌زند) بهتر از 'She constantly smiles' است.
متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000