بازگشت

ample

am·ple/ˈæmpəl/
adjective (صفت)common
comparative (تفضیلی): amplersuperlative (عالی): amplest
وسیعفراوانبیش از حد کافی

بیش از اندازه کافی از نظر اندازه، مقدار یا ظرفیت

More than enough in size, amount, or capacity.

«برای همه فضای فراوان وجود داشت.»

There was ample space for everyone.

«او تجربه کافی برای کار دارد.»

She has ample experience for the job.

تفاوت با واژه‌های مشابه
plentifulفراوان

رایج؛ بر فراوانی تأکید دارد.

Common; emphasizes abundance.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000