antonym

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

an·to·nym/ˈæn.tə.nɪm/
anti-againstonymname
noun (اسم)commonplural (جمع): antonyms

اسم — مترادف مخالف

مترادف مخالفکلمه متضاد

واژه‌ای که معنای مخالف واژه دیگر را دارد.

A word with the opposite meaning of another word.

««گرم» متضاد «سرد» است.»

'Hot' is an antonym of 'cold'.

«مترادف مخالف کلمه «شاد» را پیدا کن.»

Find the antonym of the word 'happy'.

تفاوت با واژه‌های مشابه
oppositeمخالف

بسیار رایج. مترادف کلی به معنای برعکس یک واژه.

Very common. General synonym referring to the opposite meaning of a word.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000