armchair quarterback

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

arm·chair quar·ter·back/ˈɑrmtʃɛr ˈkwɔrtərbæk/
noun (اسم)informalplural (جمع): armchair quarterbacks

اسم — کارشناسِ از دور

کارشناسِ از دورمنتقدِ بی‌عمل

کسی که بدون مشارکت یا تجربه کافی، درباره کار دیگران از دور نظر می‌دهد و انتقاد می‌کند.

A person who criticizes or gives advice about an activity without taking part or having real expertise.

«هر منتقدِ از دوری در اینترنت از مربی ایراد گرفت.»

Every armchair quarterback criticized the coach online.

«منتقدِ بی‌عمل نباش؛ در عوض به ما کمک کن.»

Don't be an armchair quarterback; help us instead.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000