atrophies

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

at·ro·phies/ˈætrəfiz/
verb (فعل)commonpast (گذشته): atrophiedpast participle (مفعولی): atrophied-ing (حال): atrophying3rd (سوم): atrophies

فعل — تحلیل رفتن

تحلیل رفتنضعیف شدن

کوچک و ضعیف شدن یا کاهش عملکرد به ویژه در بافت‌ها یا اعضای بدن.

Wastes away or decreases in size or function, especially body tissue or organs.

«عضلات بدون ورزش تحلیل می‌روند.»

Muscles atrophy without exercise.

«اندام‌های بیمار به تدریج ضعیف شدند.»

The patient's limbs gradually atrophied.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000