بازگشت
adjective (صفت)common
comparative (تفضیلی): more attainablesuperlative (عالی): most attainable
دستیافتنیقابل حصول
قابل دستیابی یا رسیدن.
Able to be achieved or reached.
«موفقیت با تلاش سخت قابل دستیابی است.»
“Success is attainable with hard work.”
«اهداف او واقعی و قابل حصول بودند.»
“Her goals were realistic and attainable.”
تفاوت با واژههای مشابه
achievable— قابل دستیابی
رایج. معنی مشابه و بیشتر موارد قابل جایگزینی است.
Common. Similar meaning and can be used interchangeably in most cases.