بازگشت

babysit

baby·sit/ˈbeɪbiˌsɪt/
verb (فعل)common
past (گذشته): babysatpast participle (مفعولی): babysat-ing (حال): babysitting3rd (سوم): babysits
نگهداری از کودکپرستاری موقت

موقتاً مراقبت از کودک کردن، زمانی که والدین نیستند.

To take care of a child temporarily while the parents are away.

«امشب از دختر خواهرش نگهداری خواهد کرد.»

She will babysit her niece tonight.

«می‌توانی وقتی بیرون می‌روم از بچه مراقبت کنی؟»

Can you babysit while I go out?

تفاوت با واژه‌های مشابه
mindمراقبت کردن

روزمره/بریتیش. مشابه با babysit به کار می‌رود، به ویژه در انگلیسی بریتانیایی.

Everyday/British. Used similarly to babysit especially in British English.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000