backdate

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

back·date/ˈbækdeɪt/
backto the pastdatea specific point in time
verb (فعل)commonpast (گذشته): backdatedpast participle (مفعولی): backdated-ing (حال): backdating3rd (سوم): backdates

فعل — عقب بردن تاریخ

عقب بردن تاریختاریخ گذشته زدن

تاریخی زودتر از تاریخ واقعی به چیزی اختصاص دادن.

To assign a date earlier than the actual date.

«مجبور شدیم تاریخ فاکتور را عقب ببریم تا تاریخ تحویل صحیح را نشان دهد.»

We had to backdate the invoice to reflect the correct delivery date.

«افزایش حقوق به ابتدای سال تاریخ گذشته خورد.»

The pay raise was backdated to the beginning of the year.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000