بازگشت

background

back·ground/ˈbæk.ɡraʊnd/
noun (اسم)common
plural (جمع): backgrounds
زمینهپیش‌زمینهپس‌زمینه

بخشی از صحنه پشت اشیاء یا افراد اصلی؛ همچنین به معنی تجربیات یا زمینه‌های گذشته به‌کار می‌رود.

The part of a scene behind the main objects or people; also used figuratively for past experiences or context.

«کوه‌ها در پس‌زمینه عکس بودند.»

The mountains were in the background of the photo.

«زمینه‌اش در حقوق به او کمک کرد بین‌المللی کار کند.»

Her background in law helped her work internationally.

تفاوت با واژه‌های مشابه
contextزمینه

رایج. برای پس‌زمینه به معنی شرایط یا محیط اطراف وقایع کاربرد دارد.

Common. Used for background in the sense of circumstances or environment surrounding events.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000