bad apple

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

bad ap·ple/bæd ˈæpəl/
noun (اسم)informalplural (جمع): bad apples

اسم — عضو خرابکار

عضو خرابکارآدم ناسالم

فرد دردسرساز یا نادرستی در یک گروه که ممکن است روی دیگران هم اثر بد بگذارد.

A dishonest or troublesome person in a group who may negatively influence others.

«یک عضو خرابکار می‌تواند به کل تیم آسیب بزند.»

One bad apple can hurt the whole team.

«مدیر آن فرد دردسرساز را از گروه کنار گذاشت.»

The manager removed the bad apple from the group.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000