bail on

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˈbeɪl ɑn/
phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — زیر قرار زدن

زیر قرار زدنپیِ کاری را نگرفتن

از انجام کاری که قبلاً قرارش را گذاشته‌اید یا قولش را داده‌اید منصرف شدن.

to decide not to do something previously arranged or promised

«لحظه آخر زیر قرارمان نزن.»

Don't bail on me at the last minute.

«او از برنامه شام کنار کشید.»

He bailed on the dinner plans.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000