ballooning

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

bal·loon·ing/bəˈluː.nɪŋ/
balloona large inflatable object-ingpresent participle
noun (اسم)common

اسم — بالن‌سواری

بالن‌سواری

ورزش یا فعالیت پرواز با بالن هوای گرم.

The sport or activity of flying in a hot-air balloon.

«بالن‌سواری در مناطق روستایی محبوب است.»

Ballooning is popular in the countryside.

«آنها با بالن بر فراز دره پرواز کردند.»

They went ballooning over the valley.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000