bareheaded

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

bare·head·ed/ˈbɛərˌhɛdɪd/
barewithout coveringheadhead-edadjective form
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more bareheadedsuperlative (عالی): most bareheaded

صفت — بی‌کلاه

بی‌کلاه

بدون پوشش روی سر؛ بدون کلاه یا پوشش بر سر داشتن.

Having the head uncovered; not wearing a hat or covering.

«او در باد سرد بدون کلاه راه رفت.»

He walked bareheaded in the cold wind.

«افراد بی‌کلاه ممکن است در زمستان سرما را احساس کنند.»

Bareheaded people may feel chilly in winter.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000