basket case

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

bas·ket case/ˈbæskɪt keɪs/
noun (اسم)informalplural (جمع): basket cases

اسم — آدم ازهم‌پاشیده

آدم ازهم‌پاشیدهوضعیت آشفته

آدم یا چیزی که به‌شدت آشفته، درمانده یا از هم پاشیده است.

A person or thing in a state of extreme weakness, disorganization, or emotional distress.

«بعد از امتحان کاملاً ازهم‌پاشیده بودم.»

After the exam, I was a basket case.

«وضع مالی‌شان کاملاً آشفته است.»

Their finances are a basket case.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000