بازگشت

bat

/bæt/
1noun (اسم)common
plural (جمع): bats
خفاش

پستاندار شب‌زی که بال‌هایی چرمی دارد و پرواز می‌کند.

A nocturnal flying mammal with leathery wings.

«یک خفاش آرام بالای سر ما پرواز کرد.»

A bat flew silently above us.

«خفاش‌ها برای جهت‌یابی از رادار صوتی استفاده می‌کنند.»

Bats use echolocation to navigate.

2noun (اسم)common
plural (جمع): bats
چوب بیس‌بالبیت

چوب یا ابزار فلزی برای ضربه زدن به توپ در ورزش‌هایی مثل بیس‌بال یا کریکت.

A wooden or metal club used to hit a ball in sports like baseball or cricket.

«چوب را چرخاند و توپ را با ضربه به بیرون زمین زد.»

He swung the bat and hit a home run.

«بازیکن کریکت چوب را محکم گرفته است.»

The cricket player holds the bat tightly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
clubچوب

رایج. اصطلاح عام برای ابزار ضربه‌زننده است، ولی bat مخصوص ورزش‌های توپ است؛ در این موارد جایگزین نیست.

Common. General term for hitting tool, but 'bat' is specific to ball sports; not interchangeable in sports contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000