بازگشت

bath

/bæθ/
1noun (اسم)common
plural (جمع): baths
حماموان حمام

عمل یا فرایند شستن بدن با غوطه‌ور کردن آن در آب.

An act or process of washing one's body by immersing it in water.

«او بعد از یک روز طولانی از یک حمام گرم لذت می‌برد.»

She enjoys a hot bath after a long day.

«بچه عاشق آب‌بازی در وان حمام بود.»

The baby loved splashing in the bath.

تفاوت با واژه‌های مشابه
showerدوش

روزمره. به شستن زیر جریان آب اشاره دارد، نه غوطه‌ور شدن. اگر روش شستشو مهم باشد، با 'bath' قابل تعویض نیست. 'من یک دوش سریع گرفتم' درست است، نه 'من یک حمام سریع گرفتم' اگر دوش بوده است.

Everyday. Refers to washing under a spray of water, not immersion. Not interchangeable with 'bath' if the method of washing is important. 'I took a quick shower' works, not 'I took a quick bath' if it was a shower.

2noun (اسم)common
plural (جمع): baths
وانوان حمام

یک ظرف بزرگ ثابت برای آب، که برای شستن بدن استفاده می‌شود.

A large fixed container for water, used for washing the body.

«خانه جدید یک وان جادار دارد.»

The new house has a spacious bath.

«او وان را کاملاً تمیز کرد.»

She cleaned the bath thoroughly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
tubوان

روزمره/غیررسمی (به ویژه انگلیسی آمریکایی). وقتی به خود وان اشاره دارد، با 'bath' بسیار قابل تعویض است. 'وان حمام ما قدیمی است' درست است، شبیه به 'bath' ما در حمام قدیمی است.

Everyday/informal (especially American English). Highly interchangeable with 'bath' when referring to the fixture itself. 'The tub in our bathroom is old' works, similar to 'The bath in our bathroom is old'.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000