beat off

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/biːt ɔf/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — دفع کردن

دفع کردنپس راندن

حمله، رقیب یا فرد مزاحمی را عقب راندن.

To drive back or repel an attack, competitor, or unwanted person.

«آن‌ها حمله را دفع کردند.»

They beat off the attack.

«او چند رقیب را کنار زد.»

She beat off several competitors.

2phrasal verb (فعل عبارتی)vulgar

فعل عبارتی — خودارضایی کردن

خودارضایی کردن

خودارضایی کردن.

To masturbate.

«فیلم این عبارت را به‌صورت عامیانه و زننده به کار می‌برد.»

The film uses beat off as crude slang.

«او این عبارت را به معنای خودارضایی به کار برد.»

He used beat off to mean masturbate.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000