بازگشت

belligerent

be·lil·i·gent/bəˈlɪdʒərənt/
adjective (صفت)formal
comparative (تفضیلی): more belligerentsuperlative (عالی): most belligerent
جنگ‌طلبپرخاشگرمهاجم

خشن و خصمانه؛ آماده به مبارزه یا بحث.

Hostile and aggressive; ready to fight or argue.

«لحن خصمانه صدای او همه را نگران کرد.»

The belligerent tone of his voice alarmed everyone.

«بعد از اختلاف، دو کشور خصمانه شدند.»

The two countries became belligerent after the dispute.

تفاوت با واژه‌های مشابه
hostileخصمانه

رایج. نشان‌دهنده عدم دوستی یا مخالفت است، می‌تواند کلامی یا فیزیکی باشد.

Common. Shows unfriendliness or opposition, can be verbal or physical.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000