bent on a splice

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/bɛnt ɑn ə splaɪs/
phrase (عبارت)technical

عبارت — مصمم به اتصال‌دادن

مصمم به اتصال‌دادندر پی گره‌زدنِ دو سر

مصمم به انجام دادن یک اتصال یا گره‌زدنِ دو سر، به‌ویژه در کار با طناب.

Determined to carry out a splice or join, especially in rope work.

«ملوان مصمم بود پیش از غروب اتصال طناب را انجام دهد.»

The sailor was bent on a splice before sunset.

«او برای تعمیر طناب اصرار داشت دو سر آن را به هم وصل کند.»

He was bent on a splice to repair the rope.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000