بازگشت

best

/bɛst/
1adjective (صفت)common
comparative (تفضیلی): bettersuperlative (عالی): best
بهترینعالی‌ترین

دارای بالاترین کیفیت، برتری یا مطلوبیت؛ عالی‌ترین. (صفت عالی "good")

Of the highest quality, excellence, or desirability; most excellent. (Superlative of 'good')

«او بهترین دانش‌آموز کلاس است.»

She is the best student in the class.

«این بهترین پیتزایی است که تا به حال خورده‌ام.»

This is the best pizza I've ever had.

تفاوت با واژه‌های مشابه
finestبهترین / مرغوب‌ترین. رسمی/ادبی. اغلب قابل جایگزینی است زمانی که به کیفیت بسیار بالا اشاره دارد، به خصوص برای محصولات یا خدمات. 'The best wine' vs 'The finest wine'. 'Finest' می‌تواند به کیفیت پالایش شده و انتخاب شده اشاره کند، در حالی که 'best' عمومی‌تر است. برای توانایی‌های شخصی به همین شکل استفاده نمی‌شود. 'My finest friend' عجیب به نظر می‌رسد. Formal/literary. Often interchangeable when referring to very high quality, especially for products or services. 'The best wine' vs 'The finest wine'. 'Finest' can imply a refined, selected quality, while 'best' is more general. Not used for personal abilities in the same way. 'My finest friend' sounds odd. رسمی/ادبی. اغلب زمانی که به کیفیت بسیار بالا اشاره دارد، قابل جایگزینی است، به خصوص برای محصولات یا خدمات. 'بهترین شراب' در مقابل 'مرغوب‌ترین شراب'. 'Finest' می‌تواند به کیفیت پالایش شده و انتخاب شده اشاره کند، در حالی که 'best' عمومی‌تر است. به همان شکل برای توانایی‌های شخصی استفاده نمی‌شود. 'بهترین دوست من' (My finest friend) عجیب به نظر می‌رسد.
optimalبهینه. فنی/رسمی. به مطلوب‌ترین یا مطلوب‌ترین وضعیت برای یک هدف یا شرایط خاص اشاره دارد. 'The best solution' و 'The optimal solution' مشابه هستند، اما 'optimal' در بافت‌های فنی یا علمی دقیق‌تر است. به ندرت در مکالمه روزمره درباره کیفیت عمومی استفاده می‌شود. Technical/formal. Refers to the most favorable or desirable state for a specific purpose or condition. 'The best solution' and 'The optimal solution' are similar, but 'optimal' is more precise in technical or scientific contexts. Rarely used in everyday conversation about general quality. فنی/رسمی. به مطلوب‌ترین یا مطلوب‌ترین وضعیت برای یک هدف یا شرایط خاص اشاره دارد. 'بهترین راه حل' و 'راه حل بهینه' مشابه هستند، اما 'optimal' در بافت‌های فنی یا علمی دقیق‌تر است. به ندرت در مکالمه روزمره درباره کیفیت عمومی استفاده می‌شود.
متضادها
2adverb (قید)common
type (نوع): manneradjective (صفت): goodposition (جایگاه): end
به بهترین نحوبه بهترین وجه

به بهترین و مؤثرترین شکل ممکن. (صفت عالی "well")

In the most excellent or effective way. (Superlative of 'well')

«باید بهترین تلاشت را بکنی.»

You should try your best.

«کدام روش بهترین کارایی را دارد؟»

Which method works best?

تفاوت با واژه‌های مشابه
optimallyبهینه / به بهترین شکل. فنی/رسمی. مشابه حس صفتی، به انجام کار به مؤثرترین یا مطلوب‌ترین روش برای یک نتیجه خاص اشاره دارد. 'He performed best' رایج است، 'He performed optimally' فنی‌تر و دقیق‌تر است. برای اقدامات عادی استفاده نمی‌شود. Technical/formal. Similar to the adjective sense, refers to performing in the most effective or favorable manner for a specific outcome. 'He performed best' is common, 'He performed optimally' is more technical and precise. Not used for casual actions. فنی/رسمی. مشابه حس صفتی، به انجام کار به مؤثرترین یا مطلوب‌ترین روش برای یک نتیجه خاص اشاره دارد. 'او بهترین عملکرد را داشت' رایج است، 'او عملکرد بهینه‌ای داشت' فنی‌تر و دقیق‌تر است. برای اقدامات عادی استفاده نمی‌شود.
متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000