biliary

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

bil·i·ar·y/ˈbɪljɛri/
bili-bile-aryrelating to
adjective (صفت)technical

صفت — صفراوی

صفراوی

مرتبط با صفرا یا مجاری صفراوی در کبد و کیسه صفرا.

Relating to bile or the bile ducts in the liver and gallbladder system.

«مشکلات صفراوی می‌توانند باعث زردی شوند.»

Biliary problems can cause jaundice.

«جراحی بر مجرای صفراوی متمرکز بود.»

The surgery targeted the biliary tract.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000