بازگشت

billiards

bil·liards/ˈbɪljərdz/
noun (اسم)common
بیلیارد

بازی‌ای که روی میزی مستطیلی با توپ‌ها و چوب استخوان انجام می‌شود

a game played on a rectangular table with balls and a cue stick

«او آخر هفته‌ها از بازی بیلیارد لذت می‌برد.»

He enjoys playing billiards on weekends.

«بیلیارد نیاز به مهارت و دقت دارد.»

Billiards requires skill and precision.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000