biotechnic

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

bi·o·tech·nic/ˌbaɪoʊˈtɛknɪk/
bio-lifetechnicrelating to technique or technology
adjective (صفت)technicalcomparative (تفضیلی): more biotechnicsuperlative (عالی): most biotechnic

صفت — زیست‌فناوری

زیست‌فناوریفناوری زیستی

مربوط به زیست‌فناوری یا روش‌های آن

relating to biotechnology or its methods

«پیشرفت‌های زیست‌فناوری محصول محصولات را افزایش داد.»

The biotechnic advances improved crop yield.

«روش‌های زیست‌فناوری در پزشکی استفاده می‌شوند.»

Biotechnic methods are used in medicine.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000