blow a fuse
/bloʊ ə fjuːz/
phrase (عبارت)informal
عبارت — از کوره در رفتن
از کوره در رفتنخیلی عصبانی شدن
ناگهان خیلی عصبانی شدن و کنترل خود را از دست دادن.
To suddenly become very angry.
«بابا وقتی قبض را دید، از کوره در رفت.»
“Dad blew a fuse when he saw the bill.”
«اگر دوباره دیر برسیم، خیلی عصبانی میشود.»
“She will blow a fuse if we are late again.”