body blow
اسم — مشت به بدن
ضربه مشتی که در بوکس یا مبارزه به تنه حریف زده میشود.
A punch delivered to an opponent's torso in boxing or fighting.
«بوکسور مشت محکمی به بدن حریف زد.»
“The boxer landed a hard body blow.”
«یک ضربه به تنه او را به زانو درآورد.»
“One body blow dropped him to his knees.”
اسم — ضربه سنگین
ضربه یا پسرفت شدیدی که شخص، سازمان یا برنامهای را تضعیف میکند.
A serious setback that weakens a person, organization, or plan.
«از دست دادن قرارداد ضربه سنگینی به شرکت زد.»
“Losing the contract was a body blow to the company.”
«آن مصدومیت ضربه سختی به امیدهایشان وارد کرد.»
“The injury dealt a body blow to their hopes.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره است. برای عقبگردی جدی، مثل «پسرفت پروژه»، میتواند جای این عبارت بیاید؛ اما معمولاً شدت کمتری دارد و هرگز به معنای مشت فیزیکی نیست.
Everyday. It can replace 'body blow' for a serious reversal, as in 'a setback for the project,' but is usually less dramatic and never means a physical punch.