boobie

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

boo·bie/ˈbuːbi/
booba foolish person-iediminutive suffix indicating affection or familiarity
noun (اسم)informalplural (جمع): boobies

اسم — احمق

احمقسبک‌مغز

فرد احمق یا سبک‌مغز؛ آدم ساده.

A foolish or stupid person; a simpleton.

«اینقدر احمق نباش!»

Don’t be such a boobie!

«بعد از اشتباه احساس بی‌خردی کرد.»

He felt like a boobie after the mistake.

تفاوت با واژه‌های مشابه
foolنادان

متداول. اصطلاح عمومی برای کسی که در متن فاقد هوش است.

Common. General term for someone lacking intelligence in context.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000