book in

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/bʊk ɪn/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — پذیرش شدن

پذیرش شدنورود خود را ثبت کردن

هنگام رسیدن به هتل یا مکانی مشابه، ورود خود را ثبت کردن.

To register one's arrival at a hotel or similar place.

«کمی بعد از نیمه‌شب پذیرش شدیم.»

We booked in shortly after midnight.

«مهمانان می‌توانند در میز پذیرش ورودشان را ثبت کنند.»

Guests can book in at the front desk.

2phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — رزرو کردن

رزرو کردنوقت گرفتن

برای خود یا شخص دیگری اقامتگاه رزرو یا وقت ملاقات تعیین کردن.

To reserve accommodation or schedule an appointment for someone.

«برای معاینهٔ دندان‌پزشکی او وقت گرفتم.»

I booked her in for a dental checkup.

«آن‌ها برایمان در هتلی کوچک اتاق رزرو کردند.»

They booked us in at a small hotel.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000