بازگشت

boon

/buːn/
noun (اسم)formal
plural (جمع): boons
نعمتسودمند

فایده‌ای مطلوب و به موقع

A welcome or timely benefit

«سیاست جدید نعمت بزرگی برای کسب‌وکارهای کوچک بود.»

The new policy was a boon to small businesses.

«باران پس از ماه‌ها خشکسالی نعمت بود.»

Rain proved a boon after months of drought.

تفاوت با واژه‌های مشابه
benefitسود

رایج. در زمینه‌های مثبت که چیزی مفید یا سودمند است جایگزین boon می‌شود.

Common. Interchangeable with boon in positive contexts where something is helpful or advantageous.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000