بازگشت

bord​er

bor·der/ˈbɔːrdər/
noun (اسم)common
plural (جمع): borders
مرزحاشیه

خط یا لبه‌ای که مرز یک منطقه یا کشور را نشان می‌دهد.

The line or edge that marks the boundary of an area or country.

«کشور مرزهای خود را بست.»

The country closed its borders.

«درختان در طول مرز کاشته شدند.»

Trees were planted along the border.

تفاوت با واژه‌های مشابه
boundaryمرز

رایج. به خط تقسیم‌کننده بین مناطق اشاره دارد.

Common. Refers to a dividing line between areas.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000