borrowed time

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

bor·rowed time/ˌbɑːroʊd ˈtaɪm/
phrase (عبارت)common

عبارت — فرصت اندک و موقت

فرصت اندک و موقتعمر عاریتی

فرصت اضافه اما کوتاهی پیش از مرگ، شکست یا پایان اجتناب‌ناپذیر.

A limited extra period before an expected death, failure, or ending.

«پس از تشخیص بیماری حس می‌کرد فرصت زیادی ندارد.»

After the diagnosis, he felt on borrowed time.

«عمر این پل قدیمی دیگر به پایان نزدیک است.»

The old bridge is living on borrowed time.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000