brass farthing

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

brass far·thing/ˈbræs ˈfɑrðɪŋ/
noun (اسم)datedplural (جمع): brass farthings

اسم — پشیز

پشیزچیز بی‌ارزش

چیزی بسیار بی‌ارزش است و بیشتر در عبارت «به یک پشیز هم نمی‌ارزد» دیده می‌شود.

A thing of very little value, chiefly in the phrase “not worth a brass farthing.”

«آن قول قدیمی به یک پشیز هم نمی‌ارزد.»

That old promise is not worth a brass farthing.

«او گفت رادیوی خراب هیچ ارزشی ندارد.»

He said the broken radio was worth a brass farthing.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000