break ranks

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/breɪk ræŋks/
phrase (عبارت)formal

عبارت — صف را شکستن

صف را شکستناز گروه جدا شدن

همراهی با گروه خود را کنار گذاشتن یا خلاف نظر آن عمل کردن.

To stop supporting one's group or acting in agreement with it.

«دو عضو از گروه جدا شدند و رأی مخالف دادند.»

Two members broke ranks and voted no.

«او نپذیرفت با تیمش مخالفت کند.»

She refused to break ranks with her team.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000