bring a lump to someone's throat

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

bring a lump to some·one's throat/brɪŋ ə lʌmp tə ˈsʌmwʌnz θroʊt/
phrase (عبارت)common

عبارت — گلوی کسی را گرفتن

گلوی کسی را گرفتنکسی را منقلب کردن

کسی را آن‌قدر احساساتی کردن که نزدیک باشد گریه کند.

To make someone feel so emotional that they almost cry.

«سخنرانی خداحافظی‌اش گلوی مرا گرفت.»

Her farewell speech brought a lump to my throat.

«آن آهنگ همیشه او را منقلب می‌کند.»

That song always brings a lump to his throat.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000