brunching

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

brunch·ing/ˈbrʌn.tʃɪŋ/
bruncha meal between breakfast and lunch-ingaction or process
noun (اسم)common

اسم — صرف برانچ

صرف برانچ

عمل خوردن غذایی که بین صبحانه و ناهار صرف می‌شود.

The act of eating brunch, a meal between breakfast and lunch.

«آنها از صرف برانچ در کافه لذت بردند.»

They enjoyed brunching at the cafe.

«صرف برانچ در آخر هفته‌ها رایج است.»

Brunching is popular on weekends.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000