burn one's fingers

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

burn one's fin·gers/bɝn wʌnz ˈfɪŋɡɚz/
phrase (عبارت)informal

عبارت — تاوان خطرکردن را دادن

تاوان خطرکردن را دادندست خود را سوزاندن

یعنی پس از انجام کاری خطرناک، دچار دردسر یا پیامد ناخوشایند شدن.

To suffer unpleasant consequences after taking a risky action.

«با سرمایه‌گذاری در آن طرح ضرر کردم.»

I burned my fingers investing in that scheme.

«او یک بار پیش‌تر تاوان این کار را داده است.»

She burned her fingers once before.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000