burn out

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/bɝn aʊt/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — فرسوده شدن

فرسوده شدناز پا افتادن

یعنی بر اثر فشار یا کار طولانی، آن‌قدر فرسوده شدن که دیگر نتوان ادامه داد.

To become exhausted and unable to continue because of prolonged stress or work.

«او پس از ماه‌ها اضافه‌کاری فرسوده شد.»

She burned out after months of overtime.

«پیش از امتحان خودت را از پا نینداز.»

Don't burn out before the exam.

2phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — از کار افتادن

از کار افتادنخاموش شدن

یعنی دستگاه یا آتش به‌دلیل تمام‌شدن سوخت یا آسیب‌دیدن از کار بیفتد یا خاموش شود.

To stop working because fuel, electricity, or a component has been used up or damaged.

«موتور قدیمی دیروز از کار افتاد.»

The old motor burned out yesterday.

«آتش تا نیمه‌شب خاموش شد.»

The fire burned out by midnight.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000