بازگشت

bustle

bus·tle/ˈbʌsl/
noun (اسم)common
هیاهوشلوغی

حرکت یا فعالیت پرانرژی و شلوغ.

Energetic and busy movement or activity.

«در بازار هیاهوی زیادی بود.»

There was a lot of bustle in the market.

«او در میان شلوغی جمعیت رفت.»

She left amidst the bustle of the crowd.

تفاوت با واژه‌های مشابه
commotionهمهمه

رایج. بیشتر بر صدا و آشفتگی تاکید دارد، نه فقط حرکت.

Common. Emphasizes noise and confusion, not only movement.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000