calmer

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

calm·er/ˈkɑːlmər/
calmpeaceful, quiet-ercomparative suffix
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): calmersuperlative (عالی): calmest

صفت — آرام‌تر

آرام‌ترساکت‌تر

آرام‌تر یا کمتر مضطرب نسبت به قبل

More peaceful or less agitated than before

«دریا پس از طوفان آرام‌تر شد.»

The sea became calmer after the storm.

«او با صدایی آرام‌تر صحبت کرد.»

He spoke in a calmer voice.

تفاوت با واژه‌های مشابه
quieterساکت‌تر

در برخی موارد به معنای کمتر صدا یا اضطراب قابل جایگزین است.

Interchangeable in certain contexts referring to less noise or agitation.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000