can't stand the sight of

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˈkænt stænd ðə saɪt əv/
phrase (عبارت)informal

عبارت — طاقت دیدن نداشتن

طاقت دیدن نداشتناز دیدن چیزی متنفر بودن

از کسی یا چیزی آن‌قدر بدت آمدن که حتی دیدنش هم آزاردهنده باشد.

To dislike someone or something so much that seeing it is unpleasant.

«طاقت دیدن خون را ندارم.»

I can't stand the sight of blood.

«او طاقت دیدن آن نقاشی را ندارد.»

He can't stand the sight of that painting.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000