capon

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

ca·pon/ˈkeɪpən/
noun (اسم)formalplural (جمع): capons

اسم — خروس عقیم

خروس عقیمکاپون

خروس عقیم‌شده که برای خوردن چاق شده است.

A castrated rooster, fattened for eating.

«آشپز برای شام کاپون را آماده کرد.»

The chef prepared the capon for dinner.

«کاپون‌ها به خاطر گوشت نرمشان محبوب هستند.»

Capons are prized for their tender meat.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000