caramelized

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

car·a·mel·ized/ˈkærəməlaɪzd/
caramela sugar-based syrup-izeto make or become-edpast participle
adjective (صفت)common

صفت — کاراملی شده

کاراملی شدهشکر قهوه‌ای شده

پخته شده تا شکر رنگ قهوه‌ای طلایی پیدا کند و طعم شیرین و غنی بدهد.

Cooked until sugar turns golden brown, producing a sweet, rich flavor.

«پیاز کاراملی شده به غذا شیرینی می‌دهد.»

Caramelized onions add sweetness to the dish.

«دسر با شکر کاراملی شده پوشیده شده بود.»

The dessert was topped with caramelized sugar.

تفاوت با واژه‌های مشابه
brownedقهوه‌ای شده

اصطلاح رایج برای غذاهایی که به دلیل پخت تغییر رنگ داده‌اند.

Common term for food with color change due to cooking, sometimes not sweet.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000