cartwheels

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

cart·wheels/ˈkɑːrtˌwiːlz/
carta wheeled vehiclewheela circular rotating part-splural
noun (اسم)commonplural (جمع): cartwheels

اسم — چرخ وفلک‌ها

چرخ وفلک‌هاحرکت چرخ وفلک

حرکتی ژیمناستیکی که در آن شخص به پهلو روی دست‌ها تا پاها می‌چرخد.

Gymnastics movements where a person turns sideways on hands to feet.

«دختر در پارک چرخ وفلک زد.»

The girl did cartwheels in the park.

«چرخ وفلک نیاز به تعادل و نیرو دارد.»

Cartwheels require balance and strength.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000