cashed

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/kæʃt/
verb (فعل)commonpast (گذشته): cashedpast participle (مفعولی): cashed-ing (حال): cashing3rd (سوم): cashes

فعل — نقد کرد

نقد کردچک را دریافت کرد

گذشته فعل cash؛ چک یا رسید را به پول نقد تبدیل کردن.

Past tense of cash; to exchange a check or voucher for money.

«دیروز چک حقوقم را نقد کردم.»

I cashed my paycheck yesterday.

«او بلیت قرعه‌کشی را نقد کرد.»

She cashed the lottery ticket.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000