بازگشت

catastrophe

ca·tas·tro·phe/kəˈtæstrəfi/
cata-down, againststropheturning, twist
noun (اسم)common
plural (جمع): catastrophes
فاجعهمصیبت

رویدادی ناگهانی که خسارت یا رنج زیادی ایجاد می‌کند؛ فاجعه.

A sudden event causing great damage or suffering; a disaster.

«زلزله برای شهر یک فاجعه بود.»

The earthquake was a catastrophe for the city.

«آن‌ها با فاجعه مالی روبرو شدند.»

They faced a financial catastrophe.

تفاوت با واژه‌های مشابه
disasterفاجعه

متداول. رویدادی ناگهانی که خسارت یا آسیب زیادی ایجاد می‌کند.

Common. A sudden event causing great harm or damage.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000